صفحه اصلی | آرشیو اخبار | فرهنگي | سالروز شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و 72 تن از ياران باوفايش تسليت باد

سالروز شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و 72 تن از ياران باوفايش تسليت باد

سيد”محمدحسين بهشتي” در دوم آبان ماه سال ‪ ۱۳۰۷‬در محله لومبان اصفهان در يك خانواده روحاني و در خانه‌ي ساده‌اي كه به نور آيات منور و با عطر احاديث معطر بود، چشم به جهان گشود.

پدرش از روحانيون اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود و به كارهاي مذهبي مردم، مي‌پرداخت.

ايشان تحصيلات خود را در مكتب خانه‌اي آغاز كرد و به سرعت خواندن و نوشتن و روخواني قرآن را فرا گرفت تا اينكه بعدها به دبستان دولتي رفت.

هنگامي كه از او امتحان ورودي گرفته شد به اين نتيجه رسيدند كه محمد بايد به كلاس ششم برود، اما اين مساله با مخالفت مسوولان مدرسه روبه رو شد و او در كلاس چهارم پذيرفته شد.

“شهيد بهشتي”، در امتحان پايه ششم ابتدايي شهر اصفهان نفر دوم شد و براي ادامه تحصيل به دبستان “سعدي”، رفت.

وي در سن ‪ ۱۴‬سالگي و هنگامي كه در كلاس سوم دبيرستان مشغول به تحصيل بود، در سال ‪ ۱۳۲۱‬تحصيلات دبيرستان را نيمه تمام گذاشت و به يكباره مسير زندگي‌اش را تغيير داد.

شهيد بهشتي، در آن سن كم، شوقي را براي حضور در حوزه نور احساس كرد و به جرگه حوزويان درآمد و معتقد بود با استفاده از فضاي معنوي حوزه، اين پايگاه پاك، راه سعادت را در پيش مي‌گيرد.

وي بر اين باور بود كه با مناجات‌هاي شبانه خويش در آن محيط روحاني مي‌تواند در هواي دوست و معبود خويش پر و بالي بزند.

شهيد مظلوم ، چهار سال در حوزه علمي اصفهان و در مدرسه “صدر” به تحصيل علوم ديني، ادبيات عرب، فقه و اصول و فلسفه پرداخت و دراين مدت با پشتكار فراوان و استعداد درخشاني كه داشت، دروسي را كه بايد در مدت هشت سال خوانده شود، در ظرف چهار سال به پايان رساند.

وي در سال ‪ ۱۳۲۵‬و در سن ‪ ۱۸‬سالگي براي تكميل تحصيلات عاليه و بدست آوردن دانستني‌هاي تازه به شهر قم عزيمت كرد و در مدرسه “حجتيه” اقامت نمود تا در جوار پر بركت حضرت فاطمه معصومه (س) و در محضر استادان گرانقدر كسب فيض، كند.

شهيد بهشتي در مدرسه حجتيه به درس و بحث مشغول گشت و با دوستاني چون “شهيد مرتضي مطهري” و ” امام موسي‌صدر” آشنا شد و در سال ‪ ۱۳۲۶‬در درس خارج فقه و اصول شركت كرد و در همين سال به توصيه آيت الله “بروجردي” و با همفكري دوستانش برنامه‌اي را به منظور تبليغ مذهبي در روستاهاي دورافتاده شهر قم تنظيم كردند.

هرچه كه بيشتر مي‌آموخت انديشه او تشنه‌ترو بر عشقش به آموختن افزوده‌تر مي‌گشت و با اينكه در سال دوم دبيرستان تحصيلاتش را نيمه تمام گذاشته بود، دوباره تصميم گرفت كه همزمان با يادگيري دروس حوزوي، فراگيري دروس ناتمام گذشته را نيز ادامه دهد.

وي در سال ‪ ۱۳۲۷‬موفق به اخذ ديپلم ادبي و در سال ‪ ۱۳۳۰‬موفق به اخذ دانشنامه كارشناسي در رشته فلسفه شد.

هنگامي كه سردمداران وابسته به غرب در صدد بودند كه جامعه اسلامي ايران را به يك جامعه مادي غربي تبديل كنند، دكتر بهشتي با همكاري دكتر ” محمد باهنر” در بخش برنامه‌ريزي كتاب‌هاي وزارت آموزش و پرورش به تهيه و تدوين كتاب ديني براي مدارس، اقدام كرد.

او با اين اقدام نگذاشت، گرد غربت بر روي اين گوهر گرانبها( دين مبين اسلام) بنشيند و نسل جوان را با فرهنگ غني اسلام، آشنا ساخت.

نخستين حركت فرهنگي ايشان در زمان رژيم منحوس پهلوي، تاسيس دبيرستان “دين و دانش” بود كه به كمك برخي از دوستانش شكل گرفت و خود مسووليت آن را عهده‌دار گشت.

در سال ‪ ،۱۳۴۴‬براي انجام رسالت تبليغي به آلمان سفر كرد تا امامت، تكميل ساختمان مسجد و اداره امور مسلمانان فارسي زبان و رسيدگي به دانشجويان مسلمان مقيم آلمان را به عهده گيرد.

پس از آنكه انقلاب اسلامي در آستانه پيروزي قرار گرفت، رهبر فقيد ايران اسلامي، در پاريس پايه‌هاي حكومت اسلامي را طرح ريزي نموده و بدين منظور شوراي انقلاب تشكيل شد.

اين شورا در راستاي تنظيم قوانين كشور بر اساس موازين اسلام و قرآن تشكيل شد و دكتر بهشتي، اولين فردي بود كه از سوي امام راحل به عضويت اين شورا انتخاب شد.

وي پس از مدتي به عنوان دبير شوراي انقلاب برگزيده شد و به خاطر آشفته بودن اوضاع و نبودن قوه مقننه نقش قانوگذاري را به عهده، داشت.

در آن زمان، شهيد بهشتي كه همواره معتقد به نظم و برنامه‌ريزي و تشكيلات بود با صلاحديد امام خميني (ره) در فروردين سال ‪ ،۵۸‬حزب جمهوري اسلامي را با همفكري و همكاري مقام معظم رهبري تشكيل داد و تا هنگام شهادت به عنوان دبير كل حزب جهموري اسلامي انجام وظيفه نمود.

“دكتر بهشتي” و ‪ ۷۲‬تن از ياران باوفايش در هفتم تير ماه سال ‪۱۳۶۰‬ پروازي سرخ را تجربه كردند و و در بهشت زهرا(س)، آرام گرفتند.

آري، او اسطوره‌اي ماندگار و خار چشم دشمنان انقلاب اسلامي بود كه انديشه هايش پس از شهادتش بر افق ديد انسان‌ها، تابيد.

فاجعه هفت تير و شهادت آيه الله بهشتي و ياران باوفايش
در ساعت 7 و 21 دقیقه هفت تیر سال 1360، بیش از 72 تن از شخصیت های برجسته کشور، از جمله نمایندگان مجلس و اعضای هیئت دولت در انفجاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

شهید بهشتی

مظلومیت شهید بهشتی از منظر امام خمینی رحمه الله

از دیدگاه امام خمینی رحمه الله ، مظلوم زیستن شهید بهشتی، بیش از شهادت ایشان متأثر کننده بود. این مظلومیت به سبب تهمت های ناروایی بود که دشمنان به او می زدند. امام بر این عقیده بود که دشمنان شهید بهشتی در تلاش بودند او را انسانی ستم کار و دیکتاتورمآب معرفی کنند؛ در حالی که چنین نبود. ایشان در جایی فرموده است: «شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام بود».

آیت الله بهشتی در نگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در مورد شهید بهشتی می فرماید: «شهید بهشتی یکی از آن شخصیت هایی بود که یک حالت استثنایی در آنها مشاهده می شود. می دانید آدم ها دو جور هستند. یکی آدم هایی که هیچ ویژگی استثنایی در آنها نیست. با استعدادند، بافکرند، ارزشمندند، ولی عادی و معمولی اند. لکن بعضی هستند که از معمول انسان ها یک چیزی بیشتر دارند، یک برجستگی در اینها وجود دارد. این برجستگی خیلی زود فهمیده نمی شود، در گذشت زمان مشهود می شود و بهشتی از این قبیل بود. او دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساسات خویش شدیداً غالب بود. بیشتر یک فرد متفکر بود تا احساساتی؛ اگرچه گاهی اوقات احساسات او یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد».

صلابت شهید بهشتی

شهید بهشتی، این فرزند راستین امیرمؤمنان علی علیه السلام ، با آن همه تعبّد به خداوند، صفای باطن، پاکی روح و فداکاری گسترده ای که در مورد امت مسلمان داشت، دشمن سرسخت معاندان اسلام و مسلمانان بود. شهید بهشتی در یکی از سخنرانی هایش می گوید: «ما زیر بار سختی ها، مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم. ما راست قامتان جاودان تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته شویم یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم و در غیر این صورت، هیچ قدرتی نمی تواند پشت ما را خم کند».

متانت و فروتنی شهید بهشتی

همسر شهید بهشتی نقل می کند: «چیزی که در 29 سال زندگی مشترکمان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. به قدری صبر و متانت و خون سردی به خرج می داد که انسان را خجالت زده می کرد. در سراسر زندگی مشترکمان به یاد ندارم این مرد مبارز و باتقوا لحظه ای عصبانیت بی مورد داشته باشد. رفتار و منش دکتر به گونه ای بود که با اعضای خانواده و فرزندان یک الفت و دوستی برقرار کرده بود».

ایشان در جایی دیگر می گوید: «در سفری که به کاشان رفته بودیم، شهید بهشتی بعد از سخنرانی وقتی می خواستند سوار ماشین شوند، یکی از پاسدارها خواست در خودرو را ببندد که نزدیک بود دست پیرمردی لای در برود. دکتر پیاده شدند و دست آن مرد سالخورده را بوسیدند و حلالیت طلبیدند و دوباره سوار ماشین شدند».

هفت تير از ايام الله است، در آن روز چهره پليد منافقين افشاء‌شد و بغض و كينه دروني آنها بيرون ريخت. يك مشت جوان جيغوله بي سروپا كه دم از خلق ميزدند و چهره زشت خود را زير ريا و دورويي پنهان ميكردند،‌در هفت تيرپرده از نقابشان برافتاد و پليديشان بر مردم هويدا شد. هزينه سنگين بود چون بهشتي ديگر در بين ملت نبود، اما دستاورد هم بزرگ بود. كشور ايران و انقلاب اسلامي سرمايه اي عظيم مثل شهيد بهشتي را هزينه كرد،اما سود بزرگي هم بدست آورد.البته هيچ سود ومنفعتي با مردي چون بهشتي برابري نميكند، چون بهشتي يك ملت بود براي ملت ايران. اگر بهشتي شهيد نميشد و فاجعه هفت تير اتفاق نمي‌افتاد ، منافقين شرم و دروغگو تا سالهاي سال زير پرده ريا و دورويي به انقلاب اسلامي و كشور ايران خيانت مي‌كردند .شايد تا مدتها طولاني مردم مثل هفت تير، ماهيت كثيف آنها را نمي‌شناختند. آن نامردان پست كه با تبليغات گمراه كننده و جوان پسند، جوانان خام ملت را به بيراهه ميكشاندندو عليه خود ملت بكار ميگرفتند، به اين زوديها دست از سر ملت وجوانان ملت برنميداشتند و هنور بايد خسارت ميداديم.اما لطف خدا بخاطر خون شهيد بهشتي و يارانش نصيب ملت گرديد وحقيقت پليد آنها براي ملت آشكار شد. اين كم دستاوردي نبود، اگر چه خسارت غيرقابل جبران بود.
البته واضح و مبرهن است كه همه هدف دشمن در هفت تير بهشتي بود، ديگران هم مؤثر بودند ، اما بهشتي خار چشم ، و سر راه آنها براي رسيدن به مقاصد كثيفشان بود. چون تا آن زمان هيچ شخصيتي به اندازه شهيد بهشتي مورد تهمت و افتراء‌ واقع نشده بود. كم شخصيتي به اندازه او مظلوم بود . شهيد بهشتي يكي از استوانه هاي مؤثر و مفيد انقلاب و نظام بود. او افشاء كننده چهره‌هاي منافقي بود كه خود را با سالوسي و دروغگويي به مدارج عالي نظام جمهوري اسلامي رسانده بودند.
شهيد بهشتي بازوي تواناي امام (ره) ، ومغز متفكر انقلاب بود. دشمن بزعم باطل خود ، با هدف قرار دادن بهشتي ميخواست امام را تضعيف ، و دوروبر او را خالي كند آنگاه به امام حمله نمايد.اما به لطف خداوند، با شهادت بهشتي ،هزاران بازو براي حمايت امام (ره) برخاستند ، دستان نا‌پاك دشمنان را از ساحت مقدس امام دور كردند.
امروز بعد از ساليان دراز ، فراق شهيد بهشتي و يارانش ،هنوز خلأ وجود او به روشني احساس ميشود . با اين همه، بركات خون شهيد بهشتي، مدام نصيب ملت ما شده وميشود. نكبت وخاري هم گريبان قاتلينش را گرفت. بهشتي مظلومانه و خيلي زود از ميان رفت، اما همين عمر كوتاهش فوق العاده پربركت بود. اورسالت خود را نسبت به خدا وامام وملتش ادا كرد . تمام عمرش را صرف برپايي حكومت اسلامي نمود.ملت ايران در فاجعه هفت تير، هفتاد و دو مبارز فداكار را از دست داد و به اندازه هفتاد ودوسال گريست. نامشان سربلند و راهشان پر رهرو باد.

سخنان امام (ره) درباره واقعه هفت تير و شهادت شهيد بهشتي:

1 – مگر شهادت ارثي نيست كه از مواليان ما كه حيات را عقيده و جها ميدانستند و در راه مكتب پرافتخار اسلام با خون خود وجوانان عزيز خود از آن پاسداري مي‌كردند، به ملت شهيد پرور ما
رسيده است.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه51»
2 – مگر عزت و شرف وارزشهاي انساني، گوهرهاي گرانبهايي نيستند كه اسلاف صالح اين مكتب ، عمر خود وياران خود را در راه حراست و نگهباني از آن وقف نمودند.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه51»
3 – مگر ما پيروان و پاكان سرباخته در راه هدف نيستيم كه از شهادت عزيزان خود ، به دل ترديدي راه دهيم.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه51»
4 – مگر دشمن ما قدرت آن را دارد كه با جنايت خود مكارم و ارزشهاي انساني شهيدان عزيز ما را از آنان سلب كند.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه51»
5 – مگر دشمن هاي فضيلت ميتوانند جز اين خرقه خاكي را از دوستان خدا وعاشقانه حقيقت بگيرند.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه51»
6 – ملت ايران در اين فاجعه بزرگ 72 تن بي‌گناه، به عدد شهداي كربلا از دست داد.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه52»
7 – ملت ايران سرافراز است كه مرداني را به جامعه تقديم مي‌كند كه خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمين كرده بودند و دشمنان خلق گروهي را شهيد نمودند كه براي مشورت در مصالح كشور گرد هم آمده بودند.
«صحيفه نور جلد 15 »
8 – شما مي‌بينيد كه در زماني كه مرحوم بهشتي زنده بودند، چه وضعيتي پيش آوردند، اين اراذل ايشان را يك چهره ديگري نشان داده بودند كه آن روز در خيابانها هم بر ضد ايشان تظاهر ميكردند، صحبت ميكردند و نمي‌دانستند قصه را، شهادت ايشان سبب اين شد كه يك بهره بزرگي ما داشتيم و آن اينكه ثابت شد كه آن انحراف بوده است.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه138»
9 – شهادت آقاي بهشتي و اين هفتاد نفر مظلوم، يكدفعه متحول كرد مردم را به اينكه كم كم بيدار شدند.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه139»
10 – آقاي بهشتي رحمه الله عليه يك نفر آدمي بود كه مجاهد براي اسلام بود، بدرد مي‌خورد ، فعال بود، دانشمند بود،مدير بود،مدبر بود.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه222»
11- مردم يك وقت بيدار شدند كه بهشتي‌اي در كار نبود.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه44 »
12 – شهات شهيد بهشتي در برابر مظلوميت او ناچيز است.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه 44»
13 – بهشتي مظلوم زيست،مظلوم مْرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.
«صحيفه نور جلد 15 صفحه 52»

بيانات مقام معظم رهبري درباره فاجعه هفت تير و شهيد بهشتي:

1 – فاجعه هفتم تير نقش مؤثري در ايجاد هيجانهاي عظيمي كه به تنبه وبيداري مردم منتهي شده است،داشت.
«پيام انقلاب 4/4/1362 شماره 87 صفحه36 »
2 – شهيد بهشتي از آن قبيل انسانهايي بود كه در اوج احساساتش هم آدم ميدانست كه دارد منطقي و متين و محاسبه شده ،حرف ميزند.
«پيام انقلاب 4/4/1362 شماره 87 صفحه37 »
3 – از خصوصيات شهيد بهشتي اين بود كه كارها را از بنيان شروع ميكرد.
«پيام انقلاب 4/4/1362 شماره 87 صفحه37 »
4 – مردم در فاجعه هفتم تير وغوغايي كه اين حادثه بوجود آورده، واقعيتهاي اين انقلاب را هرچه بيشتر درك كردند ولمس نمودند.
«پيام انقلاب 4/4/1362 شماره 87 صفحه39 »
5 – من احساس ميكنم كه مردم ما بهشتي را بعنوان يك معيار، يك ميزان شناخته‌اند و امروز بعنوان يك معيار در جامعه ما اين شخصيت مطرح است.
«پيام انقلاب 4/4/1362 شماره 87 صفحه 38 »
6 – شهداي عزيز فاجعه هفتم تير، نقش بزرگي در حفظ و تداوم انقلاب دارند.
«روزنامه اطلاعات 12/4/67»
7 – فاجعه هفت تير را با هيچ قلمي نمي‌توان نوشت وتنها بايد با ثبت وضبط و بيان حادثه مقطعي از تاريخ انقلاب اسلامي و جايگاه والاي اين شهدا ترسيم شود.
«روزنامه اطلاعات 12/4/67»
8 – ما به شهداي فاجعه هفتم تير افتخار مي كنيم چرا كه متعلق به انقلاب وكل نظام هستند.
«روزنامه اطلاعات 12/4/67»

شهید موسی کلانتری، وزیر راه و ترابری

شهید مهندس موسی کلانتری، در سال 1327 در شهر مرند به دنیا آمد و در همان شهر به تحصیلات خود تا پایان دوره متوسطه ادامه داد. ایشان سپس در رشته راه و ساختمان از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. در سال 1357 و در اوج تظاهرات و اعتراض مردم، کار را رها کرد و به مبارزه مسلحانه برضد رژیم پرداخت. با پیروزی انقلاب اسلامی، در کمیته های شهر، عهده دار نگهبانی از دستاوردهای نهضت اسلامی شد. در سال 1358، اداره راه خوزستان و سپس آذربایجان غربی را فعال کرد. او پس از خدمات فراوان، از سوی شورای انقلاب به وزارت راه و ترابری برگزیده شد و همه همت و تلاش خود را در این راه بسیج کرد و در نهایت راهی کاروان کربلا شد و در هفتم تیر 1360، جام شهادت را نوشید.

وزیر با مرد عادی فرقی ندارد!

مادر شهید موسی کلانتری، از شهدای واقعه هفت تیر در خاطره ای نقل می کند: «در آن زمان که موسی وزیر راه بود، گذرنامه به دست ایشان امضا می شد. یک روز از او خواستم که خروجیِ مرا امضا کند تا نزد دخترم به ترکیه بروم، ولی موسی خواست که مثل مردم عادی توی صف بایستم و خروجی بگیرم. وقتی هم من از این موضوع ناراحت شدم، با حالت برافروخته گفت: بروید در صف ها بایستید تا مشکلات مردم را ببینید. بعد آن مشکلات را به ما منتقل کنید تا کشور را درست اداره کنیم. انقلاب به وجود آمده تا بین شما که پسرتان وزیر است، با کسی که هیچ کس را در نظام ندارد، فرقی نباشد».

شهید دکتر حسن عباس پور، وزیر نیرو

شهید دکتر حسن عباس پور، در سال 1323 در تهران به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات دبیرستان، بلافاصله در دانشگاه تهران دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته الکترومکانیک گذراند و برای ادامه تحصیل راهی انگلستان شد و دکترای برنامه ریزی مدیریت سیستم های انرژی زا را از دانشگاه لندن دریافت کرد. ایشان در بازگشت به میهن، شبکه ارتباطی میان اساتید متعهد دانشگاه ها و مدارس عالی را به وجود آورد و به همراه دانشجویان مسلمان، مبارزاتش را بر ضد رژیم آغاز کرد. شهید عباس پور از استادان هسته اولیه سازمان ملی دانشگاهیان و مؤسس جامعه اسلامی دانشگاه بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی، شورای انقلاب او را به سمت وزیر نیرو منصوب کرد و از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی شد. سرانجام زندگی سراسر تلاش و مبارزه این شهید والامقام، در هفت تیر سال 1360 خاتمه یافت و نامش در دفتر شهادت پر نور ماند.

عشق خدمت به مردم

شهید دکتر حسن عباس پور از شهدای واقعه هفت تیر، الگویی از یک متخصص متعهد بود. همسر ایشان می گوید: «شهید عباس پور بسیار معتقد به تحصیل بود و می گفت اگر بخواهیم مملکتمان را بسازیم، باید بدانیم چه کار داریم می کنیم. باید دانش آن را داشته باشیم. زمانی که او دوره دکتری خود را در انگلستان می گذرانْد، از وزارت نیروی انگلستان دعوت نامه ای به دستش رسید مبنی بر این که ایشان پس از پایان تحصیل می تواند در انگلستان بماند. گفته بودند ما این جا همه نوع امکانات به شما می دهیم. ایشان نیز در جواب گفته بود زمانی که بخواهم از پایان نامه دفاع کنم، پاسخ شما را می دهم. روزی که قرار بود ایشان از پایان نامه خود دفاع کند، در سالنی که عده زیادی هم آن جا جمع بودند، این طور جواب داد: من این جا درس خوانده ام و زحمت کشیده ام به خاطر این که برگردم به وطن و به مردم کشورم و به مسلمانان خدمت کنم و یک روز بیشتر هم نمی توانم این جا بمانم. وظیفه من این است که برگردم ایران. من عاشق خدمت به مردم کشورم هستم».

شهید دکتر محمدعلی فیاض بخش

دکتر محمدعلی فیاض بخش، مشاور وزیر و سرپرست سازمان بهزیستی، در سال 1316 در خانواده ای مذهبی در تهران به دنیا آمد. ایشان تحصیلاتش را تا دریافت تخصص در جراحی ادامه داد. دکتر فیاض بخش پیش از انقلاب، مبارزات فراوانی بر ضد رژیم انجام داد. پیش از رویداد هفده شهریور، کمک های اولیه پزشکی را به انقلابی ها آموزش می داد و در آن جمعه خونین، به مداوای مجروحان پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، به فعالیت های دولتی روی آورد. او در سال 1358 کمیته آسایشگاه معلولین انقلاب را تأسیس کرد. سپس مدیر کل توان بخشی وزارت بهداری شد و لایحه سازمان بهزیستی را به کمک شهید لواسانی به شورای انقلاب برد. شهید فیاض بخش یکی از سه پزشک گروه هفت نفره منتخب و رابط امام در انقلاب فرهنگی بود. نام او عاقبت در هفت تیر سال 1360 به مقربان درگاه الهی اضافه شد و به شهادت رسید.

مردی بی همت

«او تک و بی همتا بود». این نخستین جمله ای است که همسر شهید دکتر محمدعلی فیاض بخش در وصف او می گوید و می افزاید: «ایشان از وزرایی بود که به جای تحویل گرفتن خودروی ضدگلوله برای امنیت جانش، خودروی شخصی خود را به دولت داد تا راننده ای برایش تعیین شود. دکتر با ماشین شخصی، کارهای سازمان را انجام می داد».

هدفمندی در زندگی

همسر شهید فیاض بخش در مورد شیوه رفتاری آن شهید والامقام می گوید: «رفتار، حرکات و حرف های دکتر، هدفمند بود. دکتر حتی در خرید هدیه، چه برای من و چه برای بچه ها، هدفی را دنبال می کرد. سیاست دکتر برای پرورش بچه ها در محیطی که از نظر اخلاقی مضر بود، فقط منع کردن نبود، بلکه جای گزین مناسبی نیز فراهم می کرد تا حقی ضایع نشود و فرزندان به کمال برسند».

توصیه کننده من خداست

همسر شهید فیاض بخش درباره ایشان می گوید: «زمانی که دکتر برای دوره تخصص در بیمارستان پذیرفته شد، مسئول رسیدگی به پرونده ایشان گفت: برای شروع دوره باید از یک مقام مملکتی یا ارتشی، توصیه نامه ای بیاورید. دکتر توضیح داد که من در دستگاه پهلوی به کسی ارادت ندارم. در آخر وقتی اصرار آنها را برای توصیه نامه دید، گفت: من فقط می توانم از طرف خدا توصیه نامه بیاورم. این سخن شهید فیاض بخش، باعث منقلب شدن مسئول پرونده شد و او موافقت خود را با شروع کار دکتر اعلام کرد».

دستگیری از نیازمندان در خف

همسر شهید فیاض بخش در خاطره ای نقل می کند: «پس از شهادت دکتر، صاحب داروخانه ای که نزدیک مطب ایشان بود و صاحب مرغ فروشی محله، به منزل ما آمدند و هر کدام مقداری پول آوردند. از آنها پرسیدم: این پول برای چیست؟ گفتند: این پول ها به دکتر تعلق دارد. وقتی ماجرا را پرسیدم، متوجه شدم دکتر وقتی به بی بضاعتیِ بیماران پی می برد، در نسخه علامتی به خصوص می زد که معنایش تحویل رایگان دارو به مراجعه کننده بود. دکتر به بعضی ها هم سفارش می کرد از مغازه مرغ فروشی محله، مرغ مجانی بگیرند. شهید فیاض بخش قیمت دارو و مرغ ها را اول هر ماه پرداخت می کرد».

نفس کشیدن در هوای فقر

«دکتر با فقرا نفس می کشید، با آنها می خندید، درد دل می کرد و می گریست.» این جملات همسر شهید فیاض بخش درباره دکتر است. او می گوید: «با اینکه منزل ما در شمال تهران بود، ولی دکتر مطب خود را در جنوبی ترین نقطه تهران دایر کرده بود تا در هوای فقرا تنفس کند و هم دم آنها باشد. ایشان متخصص جراحی بود، ولی از بیماران در حد پزشک های عمومی حق ویزیت می گرفت. پرداخت ویزیت در مطب ایشان به این صورت بود که بر روی یک تکه مقوا، یادداشتی با خط خود نوشته بود که: حداکثر ویزیت سیصد ریال است، ولی شما به نسبت توانتان می توانید پرداخت کنید. دکتر شبانه روزِ خود را وقف مردم می کرد. گاهی شب ها خستگی مفرط در چهره اش می دیدم و برای اینکه استراحت کند، تلفن را قطع می کردم. وقتی دکتر از این ماجرا باخبر می شد، به شدت گله می کرد و می گفت: من قسم خورده ام در خدمت این مردم باشم و آن موقع که قسم یاد کردم، ساعتی را برای انجام این کار تعیین نکردم».

در باره روابط عمومی بهزیستی شهرستان کاشان

ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺁﻳﻨﻪﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺩﻗﻴﻖ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﺮﻭﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﻧﻴﺰ ﻧﺸﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺑﺮﻭﻥﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﺔ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﺓ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻲﻛﻮﺷــﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﺟﺮﺍﻯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪ، ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷــﺪﻩ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺷﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡﺩﻫﺪ. ﺗﺒﻌﺎً ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻨﻮﻉ ﻭ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲﺷﻮﺩ.

بررسی کنید

روز جهانی قدس

۱۶ مرداد سال ۵۸ در حالی که کمتر از یک سال از انقلاب اسلامی ایران ...

شبهای قدر

از پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرین بر ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Page optimized by WP Minify WordPress Plugin

coffee canister