صفحه اصلی | آرشیو اخبار | خبر ویژه | سالروز بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسي و روز مهندسي

سالروز بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسي و روز مهندسي

روز مهندسپنجم اسفند ماه ، روز بزرگداشت حکیم بزرگ ایرانی، خواجه نصیرالدین طوسی است، این حکیم ازدوران جوانی در علوم ریاضی، نجوم وحکمت سرآمد زمانه خود بود تا اینکه از تأثیرگذارترین دانشمندان ایرانی شد. سرزمین طوس ناحیه‌ ای از خراسان بزرگ است که خاستگاه دانشورانی بزرگ و تاریخ ساده زيست بوده است. گفته می شود زمانی «شیخ وجیه الدین محمد بن حسن» که از بزرگان و دانشوران قم بوده و در روستای «جهرود» از توابع قم زندگی می کرد به همراه خانواده و به شوق زیارت امام هشتم شیعیان به مشهد عازم شد و پس از زیارت، در هنگام بازگشت به علت بیماری همسرش در یکی از محله ‌های شهر طوس مسکن گزید. او پس از چندی به درخواست اهالی محل علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد، به تدریس در مدرسه علمیه مشغول شد. در صبحگاه یازدهم جمادی الاول سال 598 قمری درخشنده ‌ترین چهره حکمت و ریاضی در قرن هفتم پا به عرصه وجود نهاد. پدر با تفأل به قرآن کریم نوزاد را که سومین فرزند بود «محمد» نامید که بعدها کنیه ‌اش «ابوجعفر» شد و به القابی چون «نصرالدین»، «محقق طوسی»، «استاد البشر» و «خواجه» شهرت یافت.
زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود. او در بیشتر زمینه‌های دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از معروفترین آثار او به پارسی،”اساس الاقتباس” و “اخلاق ناصری” را می‌توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسان‌ها را در “سعادت نفسانی”، “سعادت بدنی” و “سعادت مدنی” می‌‌داند و این نکته نشان می‌دهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.
خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه ای وگروهی او را عقل حادی عشر(یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی است در باره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود واز علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشراف کسانی است که ماآنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیات را که از تالیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او رااجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد .
قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آن که ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری، از 5 کتابی کهدر زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستارخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوسمنلائوس و بطلمیوس نوشت از جمله مهمترین آثار اصیل اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است کهبه نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است.
نصیرالدین زمانی پیش از سال 611در مقال پیشروی مغولان به یکی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خوداز جمله مشهورترین کتابش اخلاق ناصری را به رشته تحریر درآورد وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به اواجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند که شروع آن از سال 638 بود برای کمک به رصدخانه، علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز دراختیار خواجه گذارده شده بود که از عشر«یک دهم» آن جهت امر ««رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعتمنجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این کارها مدت 13سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تاآخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود.
در مورد تحصیل وی می توان گفت که ایام کودکی و نوجوانی محمد در شهر طوس سپری شد. وی در این ایام پس از خواندن و نوشتن،قرائت قرآن، قواعد زبان عربی و فارسی، معانی و بیان و حدیث را نزد پدر آموخت. مادرش نیز وی را در خواندن قرآن و متون فارسی کمک می ‌کرد. پس از آن به توصیه پدر، نزددایی خود «نورالدین علی بن محمد شیعی» که از دانشمندان نامور در ریاضیات، حکمت ومنطق بود، به فراگیری آن علوم پرداخت. عطش علمی محمد در نزد دایی چندان برطرف نشد وبدین سبب با راهنمایی پدر در محضر «کمال الدین محمد حاسب» که از دانشوران نامی درریاضیات بود، به تحصیل پرداخت اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که استاد قصد سفر کرد وآورده ‌اند که وی به پدر او چنین گفت: من آنچه می‌دانستم به او (خواجه نصیر) آموختم و اکنون سؤالهایی می‌کند که گاه پاسخش را نمی‌دانم!
پس از چندی که آن نوجوان سعادتمند از فیض وجود استاد بی ‌بهره شده بود دایی پدرش «نصیرالدین عبداللهبن حمزه» که تبحر ویژه ‌ای در علوم رجال، درایه و حدیث داشت، به طوس آمد و محمد که هر لحظه، عطش علمی ‌اش افزون می شد نزد او به کسب علوم پرداخت. گرچه او موفق به فراگیری مطالب جدیدی از استاد نشد، اما هوش و استعداد وافرش شگفتی و تعجب استاد رابرانگیخت به گونه‌ ای که به او توصیه کرد تا به منظور استفاده‌ های علمی بیشتر به نیشابور مهاجرت کند. او در شهر طوس و به دست استادش « نصیر الدین عبدالله بن حمزه» لباس مقدس عالمان دین را بر تن کرد و از آن به « نصیرالدین» ملقب شد . سپس در محضراستاد فریدالدین داماد نیشابوری از شاگردان امام فخر رازی کتاب «اشارات ابن سینا» را فرا گرفت.
پس از مباحثات علمی متعدد فرید الدین با خواجه، علاقه واستعداد فوق العاده خواجه نسبت به دانش اندوزی نمایان شد و فریدالدین او را به یکی دیگر از شاگردان فخر رازی معرفی کرد و بدین ترتیب نصیرالدین طوسی توانست کتاب «قانون ابن سینا» را نزد «قطب الدین مصری شافعی» به خوبی بیاموزد. وی علاوه برکتابهای فوق از محضر عارف معروف آن دیار «عطار نیشابوری» (متوفی 627) نیز بهره ‌مندشد.
خواجه که در آن حال صاحب علوم ارزشمندی شده و همواره به دنبال کسب علومو فنون بیشتر بود، پس از آن به ری شتافت و با دانشور بزرگی به نام برهان الدین محمدبن محمد بن علی الحمدانی قزوینی آشنا شد. او سپس قصد سفر به اصفهان کرد اما در بین راه، پس از آشنایی با «میثم بن علی میثم بحرانی» به دعوت او و به منظور استفاده ازدرس خواجه ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر بن اسعد اصفهانی به شهر قم  رفت. محقق طوسی پس از قم به اصفهان و از آنجا نیز به عراق رفت.
او علم «فقه» را ازمحضر «معین الدین سالم بن بدران مصری مازنی» ( از شاگردان ابن ادریس حلی و ابن زهره حلبی) فرا گرفت و در سال 619 قمری از استاد خود اجازه نقل روایت دریافت کرد. آنگونه که نوشته ‌اند خواجه مدت زمانی از «علامه حلی» فقه و علامه نیز در مقابل، درس حکمت نزد خواجه آموخته است. «کمال الدین موصلی» ساکن شهر موصل (عراق) از دیگردانشمندانی بود که علم نجوم و ریاضی به خواجه آموخت و بدین ترتیب محقق طوسی دوران تحصیل را پشت سر نهاده، پس از سالها دوری از وطن و خانواده، قصد عزیمت به خراسان کرد.
فعالیتهای خواجه را بدین گونه می توان بیان کرد که:
اسماعیلیان فرقه ‌ای از شیعیان بودند که اسماعیل فرزند امام صادق (ع) راجانشین آن حضرت دانسته بر او توقف کردند. این گروه پس از مدتها در سال 483 قمری به دست حسن صباح در ایران رونقی دوباره یافتند و پس از چندی، گرایشهای شدید سیاسی پیداکرده، فعالیتهای خود را گسترش دادند. قلعه الموت در حوالی قزوین پایتخت آنان بود وعلاوه بر آن قلعه های متعدد و استواری داشتند که جایگاه امنی برای مبارزان سیاسی به شمار می‌رفت و دستیابی بر آنها بسیار سخت بود. 
خواجه نصیرالدین پس از چندماه سکونت در قائن، به دعوت «ناصر الدین عبدالرحیم بن ابی منصور» که حاکم قلعه قهستان بود و نیز مردی فاضل و دوستدار فلاسفه بود، به همراه همسرش به قلعه اسماعیلیان دعوت شد و مدتی آزادانه و با احترام ویژه در آنجا زندگی کرد. او در مدت اقامت خود کتاب «طهاره العراق» تألیف ابن مسکویه را به درخواست میزبانش به زبان عربی ترجمه کرد و نام آن را «اخلاق ناصری» گذاشت. وی در همین ایام «رساله معینیه» در موضوع علم هیئت، به زبان فارسی نگاشت. ناسازگاری اعتقادی خواجه با اسماعیلیان ونیز ظلم و ستم آنان نسبت به مردم وی را بر آن داشت تا برای کمک گرفتن، نامه‌ ای به خلیفه عباسی در بغداد بنویسد.
در این میان حاکم قلعه از ماجرای نامه باخبرو به دستور او خواجه نصیر بازداشت و زندانی شد.پس از چندی خواجه به قلعه الموت منتقل شد ولی حاکم قلعه که از دانش محقق طوسی اطلاع پیدا کرده بود با او رفتاری مناسب در پیش گرفت. نصیر الدین طوسی حدود 26 سال در قلعه ‌های اسماعیلیه به سر برد اما در این دوران لحظه‌ ای از تلاش علمی باز ننشست و کتابهای متعددی از جمله «شرح اشارات ابن سینا»، «تحریر اقلیدس»، «تولی و تبری» و « اخلاق ناصری» و چند کتاب ورساله دیگر را تألیف کرد.
از آنجا که وجود اسماعیلیان حاکمیت و قدرت سیاسی مغولان را به خطر می‌انداخت هلاکوخان در سال 651 قمری با اعزام لشکری به قهستان آنجا را فتح کرد.حاکم قلعه پس از مشورت با خواجه نصیر، علاوه بر تسلیم کامل قلعه،از مغولان اطاعت کرد و چندی پس از آن در سال 656 قمری تاج و تخت اسماعیلیان درایران برچیده شد و بدین سان خواجه نصیر بزرگترین گام را در جلوگیری از جنگ وخونریزی و قتل عام مردم برداشت، از این رو نزد خان مغول احترام و موقعیت ویژه ‌ای یافت. 
خواجه که در آن ایام دارای مقام و صاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده کرد و خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و کشورهای مسلمان روا داشت که می توان به  برخی از آنها مانند، انجام کارهای علمی و فرهنگی و نگارش کتابهای ارزشمند؛جلوگیری از به آتش کشیدن کتابخانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت به دست مغولان؛ نجاتجان دانشمندان و علمایی چون ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه) و برادرش موفقالدوله و عطاءالملک جوینی که بی‌ رحمانه مورد غضب و خشم مغولان قرار گرفته بودند؛جذب و حل شدن قوم مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی به دست خواجه، به گونه ‌ای که موجب شد مغولان به اسلام روی آورند؛ جلوگیری از تهاجم آنان به کشورهای مسلمان؛ تأسیس رصدخانه مراغه در سال 656 قمری با همکاری جمعی از دانشمندان؛ احداث و تجهیز کتابخانهبزرگ رصد خانه در مراغه اشاره کرد. 
از جمله آثار ماندگار در دوران حیات ارزشمند این دانشمند گرانمایه  که به رغم آشوب و حوادث مخاطره انگیز و فشارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی آن عصر توانست حدود 190 کتاب و رساله علمی در موضوعاتمتفاوت به رشته تحریر درآورد می توان از تجرید العقاید،  در موضوع کلام ؛ شرح اشارات ؛ فواعد العقاید، در موضوع اصول عقاید؛ اشکال الکرویه؛ تحریر اقلیدس؛ اخلاق ناصری؛  تحریر مجسطی؛ اوصاف الاشراف؛ اساس الاقتباس؛ اثبات الجواهر؛ اثبات اللوحال محفوظ؛ شرح اصول کافی؛ رساله ‌ای در کلیات طب؛ تجرید الهندسه نام برد.
خواجه نصیر هجدهم ذیقعده سال 673 قمری وفات یافت و حاصل زندگی او سه پسر: صدرالدین علی، فرزند بزرگ او که همواره در کنار پدر و همگام با او بود و در فلسفه،نجوم و ریاضی بهره کافی داشت. دومین فرزند وی اصیل الدین حسن نیز اهل دانش و فضیلت بود و در زمان حیات اغلب به امور سیاسی مشغول بود. فرزند کوچک خواجه فخر الدین محمد بود که ریاست امور اوقاف در کشورهای اسلامی را به عهده داشت.
خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید ودر هر شهری که پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب واعجاز بود.
علامه حلی که یکی ازشاگردان خواجه نصیر الدین طوسی است درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانیاست که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را

در باره روابط عمومی بهزیستی شهرستان کاشان

ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺁﻳﻨﻪﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺩﻗﻴﻖ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﺮﻭﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﻧﻴﺰ ﻧﺸﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺑﺮﻭﻥﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﺔ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﺓ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻲﻛﻮﺷــﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﺟﺮﺍﻯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪ، ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷــﺪﻩ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺷﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡﺩﻫﺪ. ﺗﺒﻌﺎً ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻨﻮﻉ ﻭ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲﺷﻮﺩ.

بررسی کنید

ام البنین متقی نژاد رئیس اداره بهزیستی کاشان

اجرای برنامه شناسایی اختلالات ژنتیکی در خانواده های دارای معلول شهرستان کاشان آغاز شده است

رییس اداره بهزیستی شهرستان کاشان گفت:  طرح فراگیر شناسایی اختلالات ژنتیکی در افراد دارای معلول ...

رزمایش همدلی مومنانه

پویش همدلی مومنانه در بهزیستی شهرستان کاشان

پویش همدلی مومنانه در بهزیستی شهرستان کاشان در حال برگزاری ست  ​به گزارش روابط عمومی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Page optimized by WP Minify WordPress Plugin